احمد بن محمد حسينى اردكانى
31
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
در پيدا كردن راه خداى كه مسلوك روندگان و مسلك بينندگان است . بدان كه آدمى اگر چه به جهت كثافت بدن از جنس بهايم و انعام است امّا از ايشان ممتاز است بدان كه روح نفسانيش مستعدّ فيضان روح قدسى است ، و اگر چه به جهت لطافت نفس با ملائكه آسمانها مساهم است ، امّا از ايشان بدين صفت ممتاز است كه به هرطور مىتواند برآيد و به هر صورت مىشايد كه گرايد ، و سير در مقامات و تطوّر در اطوار ملكى و ملكوتى و معارج نفسانى و روحانى مىكند ، و تخلّق به اخلاق الهى و تعلّم اسماء ربّانى او را ممكن است كه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ( بقره ، 31 ) . و نيز انسان از جملهء ممكنات مخصوص است بدان كه امتزاج حقيقت وى از دو روح گشته ، يكى روح حيوانى فانى و ديگرى روح ملكى باقى ، و از اين جهت وى را هر زمان خلقى و لبسى تازه و موتى و حياتى مجدّد مىباشد ، و وى را ترقّى از منزلى به منزلى دست مىدهد ، و رحلت از مقامى به مقامى روى مىنمايد ، و از نشأهاى به نشأهاى تحوّل مىكند ، تا وقتى كه به وسيلهء اين فناها از همهء منازل و مقامات ملكى درمىگذرد و شروع در منازل ملكوتى و سير در اسماء الهى و تخلّق به اخلاق اللّه مىنمايد . و همچنان كه آدمى را ممكن است كه به سبب ترقّى در علم و عمل و فنا و بقا از درجهء پستى به اعلى عليّين و اشرف مقامات و درجات ملائكهء مقرّبين عروج نمايد ، هم ممكن است كه به واسطهء پيروى نفس و هوا و به حسب جنبش طبيعت و هيولى از اين مقام كه هست به ادنى منازل خسايس و اسفل سافلين گرايد و به منزل و مأواى دوابّ و حشرات نزول نمايد و با شياطين و سباع و وحوش محشور گردد . اكنون از اين محبس ظلمانى خلاصى يافتن و به مقام رفيع مرتفع رسيدن جز به نور علم و قوّت عمل ميسّر نيست . نردبان پايه به ز علم و عمل * نبود سوى آسمان ازل و غرض از عمل تصفيهء باطن است و تطهير قلب است ، و غرض از علم تنوير و تكميل و تصوير وى است به صور حقايق . علم بال است مرغ جانت را * بر سپهر او برد روانت را از عمل مرد علم باشد دور * مثل اين مهندس و مزدور